
شبها که بغض میکنی
دنیا سکوت میکند
زمان به صفر میرسد
زمین سقوط میکند
دوباره زمستون اومد و به غير از سرما خيلی چيزایه ديگرو هم واسه من آورد...
مثل پاييز من که بی خبر و آروم آروم رفت
مثل تو که بيصدا رفتی...

دستهای سرد ونحيف، صورتک هايه کثيف
پرسه های الکی، حرفهای يواشکی
آلوچه، ساعت 6، سرقرار
سوز و سرما، تک و تنها، انتظار
La-Me-Re-Do-Fa-Me-Re
گل بيتا، شام مهتاب و تله
همشون با زمستون تورو يادم مياره!
..........................
کاش می شد بعد پائيز بهار بياد
خدايا تا کی دوباره دی مياد...؟!
