
+
Posted at by ₪Arsalan₪
ميدوزم شادي را به غم...
زياد را به كم،
درخت را به ريشه،

گاهي را به هميشه،
كهنه را به نو
و
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خودم را به تو!
+
Posted at by ₪Arsalan₪

+
Posted at by ₪Arsalan₪
آخرين باری که او را ديد گردنبند صليبی به او هديه داد.
ـ گفت: من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه می دهی!؟

گفت: بر سر هر گوری صليبی می نهند، اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا آنجا گورستان عشق من است.
+
Posted at by ₪Arsalan₪
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

+
Posted at by ₪Arsalan₪
آهاي زمين!
يه لحظه تو نفس نزن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نچرخ، تا آروم بگيره
يه آدم شکسته تن!

يه لحظه تو نفس نزن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نچرخ، تا آروم بگيره
يه آدم شکسته تن!
+
Posted at by ₪Arsalan₪
خيلی وقته يه حرف قشنگ
يه عکس خاص
يه ملودی ناب نشنيدم!

بهتره خودم دست به کار بشم!
+
Posted at by ₪Arsalan₪
ماه بالای سر آبادی
اهل آبادی در خواب
باغ همسايه چراغش روشن،
من چراغم خاموش.

+
Posted at by ₪Arsalan₪

